تبليغاتX
زه هاو

زه هاو

تاریخی

ایران وعثمانی روابطی طولانی باهم­داشته­اند،این روابط همواره درنوسان بوده و دارای فراز­ونشیب فراوان بود،پس ازشاه­عباس­اول(کبیر) نوه­اش،شاه­صفی به سلطنت رسید،در دوره­ی سلطنت وی کشمکشهای بسیاری میان ایران وعثمانی در گرفت،سرانجام منجر به معاهده­صلح زهاب(قصرشیرین) میان شاه صفی وسلطان مراد چهارم در سال( 1049هق برابر با 1639.م) شد،وپایانی برجنگهای­طولانی­دوکشوربود،این معاهده پیامدهای برای ایران داشت،ازجمله­جداشدن بغدادوبصره وبین­النهرین وقسمتهایی ازآذربایجان ازپیکره ایران بود،البته معاهده زهاب،نقطه عطفی در روابط­دوکشور به حساب می­آمد.بعد از این معاهده قریب یک قرن روابط دوکشور ملایم ودوستانه شدودرعهدنامه­های بعدی درتاریخ ایران وعثمانی مورد استناد قرارگرفت..

انعقاد عهدنامه زهاب (قصرشیرین)

یکی از مشکلات درباره موجودیت تاریخی و سندیت این عهدنامه است که متأسفانه ، اصل سند در آرشیوهای ایران و عثمانی موجود نیست . در منابع گوناگون تاریخی چه منابع دسته اول و چه منابعی که در دوره­های بعد نوشته شده­است تفاوتهای زیادی در مفاد وشرایط آن وجود دارد.حقیقتاً اصل عهدنامه مزبور که عبارت از تصدیق­نامه دو پادشاه است، در هیچ یک از دولتین موجود نیست ،در ایران به سبب فترت وعثمانیه به سبب صرقت تلف شده­است و مستندی که اکنون موجود است،عبارت از سواد نامه­ای که به قول عثمانیه از سلطان مراد رابع به شاه صفی به طریق امضاء تصدیقنامه معاهده قلمی شده­است،[1]

از موارد اختلاف آن در مقدمه قرارداد است، مثلاً در «منتظم ناصری» وسواد معاهده تعریف و توصیف بسیاری از شاه صفی شده­است در حالی که در «خلاصه السیر» که در عصر خود شاه صفی نوشته شده­است، این تعریف و توصیف­ها را ندارد . مثلاً در منتظم ناصری چنین آمده است «اعلیحضرت معالی منقب سافی رتبت گرامی منزلت ، مسندنشین اقلیم ایران ، حامی فارس ، مازندران فرمانده ملک عجم شاه صفی دام منظوره بعنایت را به الوفی » [2]

در کتاب مجموعه عهدنامه­های ایران با دول خارجی در مقدمه معاهده زهاب تعارفات معمول حذف شده است .یا اینکه در مقدمه عباسنامه و خلاصه السیر، القابها و عناوین بسیاری برای سلطان مراد آورده شده است «ملاذ اعاظم السلاطین ، معاذ الخوانین ، ناصر الاسلام و المسلمین ، قاهره الکفره و المشرکین و سلطان البرین و البحرین ، خاقان المشرقین ، المغربین خادم الحرمین الشریفین .... »[3]  یکی دیگر از موارد اختلاف و منابع ، در منتظم ناصری و مجموعه معاهدات ایران با دول خارجی شروط لعن وسب نکردن خلفا و ام المومنین عایشه، از سوی ایرانیان به عنوان یکی از مفاد عهدنامه ذکرگشته که بر آن شدیداً تأکید شده­است . از سوی ایرانیان  به عنوان یکی از مفاد عهدنامه ذکر گشته است، در حالیکه در خلاصه السیر ، عباسنامه که قدیمی­تر واز منابع دسته اول هستند ذکر نشده­است، البته شاید این شرط چون در عهدنامه­های قبلی به نوعی تکرار شده بود، در اینجا تأکید صریح و ویژه روی آن نکرده­اند .امّا شرایط معاهده در منابع دارای اشتراکاتی است، در بحث خطوط مرزی و سایر شرایط در همه منابع مشترک است.

متن معاهده زهاب

 متن معاهده دو نسخه دارد . متن مؤتمن الملک- قرارداد زهاب متن بلیچ در متن مؤتمن­الملک قرارداد زهاب آمده است « و بعد عمده الخواص و المقربین صاروخان زید شده را که نزد وزیر اعظم جلیل المقدار دستور اکرم مشیر افخم نظام العالم ناظم مناظم الامم مصطفی پاشا آدام الله تعالی اجلاله که در جانب مشرق سردار و سپهسالار ماست وکیل فرستاده بودید در زهاب محل ملاقات کرده و در خصوص انتظام امور صلح عقود و تنفیذ قضایای قطع حدود گفتگو و مذاکرات کرد و از حدود سنوری که در سمت بغداد و آذربایجان واقع شده است . [4] در کتاب  «ایران در زمان شاه صفی وشاه عباس دوم» نوشته محمد یوسف واله قزوینی اصفهانی شرایط معاهده هم به فارسی هم به تُرکی آمده است، ابتدا سواد سنورنامچه همایون که خامه ختامه بلاغت ختامه میرزا عبدالحسین منشی الممالک به شرح ذیل است:*«بابتی که تعلق به منسوبان پادشاه و الاجاه و منسوبان دودمان ولایت نشان دارد: جستان و بادرای و قصبۀ مندلجین الی درتنگ که سنور درتنگ سرمیل است آنچه صحراست تعلق به منسوبان پادشاه و الاجاه دارد و کوه به منسوبان دولت ولایت نشان متعلق است؛ درنه و درتنگ که سنور آن سرمیل است به منسوبان پادشاه والاجاه متعلق است؛ جاف و ضیاءالدین و هارونی تعلق به منسوبان پادشاه والاجاه دارد؛ و بیره و زره­بی به منسوبان دودمان ولایت نشان متعلق است؛ قلعۀ زنجیر که در قلۀ کوه است خراب شود و دهکدۀ طرف غربی به منسوبان پادشاه والاجاه و دهکدۀ شرقی به منسوبان دودمان ولایت نشان تعلق داشته باشد؛ کوه که در بالای قلعۀ زلم واقع شده این طرف کوه که به زلم نگاه می­کند از منسوبان پادشاه والاجاه روم است و قلعۀ اورامان و دهکده­های توابع آن از منسوبان دودمان ولایت­نشان باشد؛ شهر زور که سنور گدوک چقان است،قزلجه و توابع به منسوبان دولت پادشاه والاجاه و مهربان و توابع آن به منسوبان دودمان ولایت نشان متعلق است.بابتی محال آذربایجان که طرفین در میانه خراب شود،قلعه قتور،قلعه ماکو،قلعه مغاذبرد،و احدی از امرا و حکام این دودمان مخلد البنیان از آن تجاوز جایز ندارد.»[5]

  شرح سنونامچه مصطفی پاشا وزیر اعظم که متن ترکی قراداد به این شرح است :

«مصادقت عنوان ساروخان دام ساعیا لاتمام مصالح الامن ذهاب نام منزلده گلوب اردوی همایون خداوندگاریه داخل اولدوقدن مراسم مهمان­نوازی رعایتندن صونکره هجرت نبویه علیه افضل الصلوة التحیه نک بیک قرق طقوز سنه سنده واقع اولن محرم الحرام عظم الله بین الانامنک اون دردونجی گونی بیر وقت خرم و ساعت میمنت توأم ایدی که اردوی همایونده اولن وزرای عظام و میرمیران عایمقام و آقایان ذوی­الاحترامدن ینکچری آقاسی و آلتی بلوک آقالری و سایر کبرای عسکر و عظمای لشکر ظفر پیکرایله دیوان عالی قوریلوب بالمشافهه نظام احوال و انتظام حال و ودایع خالق البریا ایجون طرفیندن تربیت اولن مقدمات بووجهله نتیجه بخشای شکل حسن و جانبیدن ابراز اولنان حجج و براهین قضایای مصالحه بونوعیله ممضای قلم اجابت شمول اولمشدور که بغداد و لایتنده،جستان و بدره و مندلجین و در تنگ و درنه سعادتلو پادشاهمزه متعلق اولوب مندلجیندن در تنگه وارنجه صحرا اولن محل لر بوطرفدن ضبط اولنه و طاغ شاه طرفنه متعلق اولنه و زنجیر قلعه که طاغنک قله سنده واقع اولمشدور یخلوب طرف غربی سنده واقع اولن کویلر جانب خداوندگاریدن و طرف شرقی سنده اولن قریه لر جانب شاهیدن ضبط اولنه و شهر زول قربنده زلم قلعه سنک بالا سنده اولن طاغنک قلعۀ مزبوریه ناظر اولن طرفی جانب پادشاهیدن و قلعۀ اورمان توابعی اولان قریه لر طرف شاهیدن ضبط اولنه و شهر زوله چقان کدوکی سنور تعیین اولنمشدر قزلجه قلعه و توابعی جانب اشرف شاهنشاهی و مهربان و توابعی جانب شاهیدن تصرف اولنه ووان سرحدنده قتور و ماکو و قارص جانبنده مغاذبرد نام قلعه لرطرفیندن یخدریله مواد مزبور و معتبردن ماعدا آخسقه و قارص و وان و شهره زول بغداد و بصره نک سایر سنور لرینه داخل اولان قلاع و بقاعه و نواحی و اراضی و تلال و جبال مادام که شاه حضرتلرینک دخل و تعرض اولنمیوب»[6]

طبق منبع مهم خلاصه السیر مفاد وشرایط مرزی عهدنامه بدین شرح است :جسان و بادآرای تعلق به پادشاه روم دارد . قضیه مندلیجی الی درتنگ که سنور درتنگ سرمیل است صحرای آن از پادشاه روم و کوه تعلق به دودمان خلافت نشان دارد . در تنگ ودرنه که سنور آن سرمیل است تعلق به پادشاه روم دارد . جاف که ضیاء الدین و هارونی تعلق به ایشان دارد . وبیره زردوی از دودمان خلافت نشان است ،قلعه زنجیر که در قلعه کوه است خراب شود و دهکده طرف غربی از ایشان است و دهکده طرف شرقی تعلق به این طرف دارد . زلم ، کوهی که در بالای قله زلم است و به زلم نگاه می­کند از منسوبان پادشاه روم است و قلعه اورامان که سنور گدوک جغان است، قزلجه و توابع از پادشاه روم، مهربان و توابع آن از دودمان خلافت مکان است و سایه آنچه در جانب آذربایجان خراب شود قلعه قتور و قلعه ماکویه و قلعه معاز بودی.[7] اگر درباره­ی این سرحدات تعیین شده در این قرارداد و جغرافیای تاریخی این مناطق نگاه کنیم با مرزهای کنونی ایران با عراق و ترکیه تقریباً برابری می­کند، نکته جالب در این عهدنامه از لحاظ مرزی خراب کردن قلعه­های دو کشور در مرزهای بخصوص از جانب ایران از جمله ماکو، قتور، قلعه زنجیر و غیره است که نشان از استرتژیک بودن این مناطق از لحاظ نظامی دارد، هنوز هم خرابه آنها در مناطق مرزی ایران و عراق و ترکیه مشاهده می­شود . مثلاً قلعه زنجیر هنوز هم خرابه آن تا کنون باقی مانده است.

 



[1] حسینی تبریزی ( مشیر الدوله )، جعفر بن محمد تقی ، رساله تحقیات سرحدیه به اهتمام محمد مشیری ، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1341 ص 74

[2]  اعتماد السلطنه، تاریخ منظم ناصری ، تهران، دنیای کتاب ، 1364 ، ص 941

[3]  قزوینی، پیشین ،ص 51 ، اصفهانی، پیشین، ص 267

[4]  پارسا دوست ، منوچهر، ریشه تاریخی اختلافات ایران و عراق ، تهران ، شرکت سهامی انتشار ، 1369ص 482

 [5]قزوینی،  همان ص 276- 275

[6] قزوینی ،اصفهاني همان،ص281 – 280 – 279  

[7]  اصفهاني ، يشين ،ص 270

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:2  توسط ئاسو  | 

ئه ی چه ر خینه ری دل دیده کان          دل ودیده ،تو،ئه خیته ته کان

هاتن شه وو روژکوا سه ربه خویه؟      یاسا و به رنامه وریبازی تویه

ئه ی گورینه ری روژو مانگ وسال       ئالو گور،بی تو مه حاله، مه حال

وه زع وحال ئیمه یش بگوره قوربان      به چاترله وه یکه ئیسته  هه سمان

به لکوو سه رکه وین له هه ر دوولاوه     ل ه هه ردوبوار ، دین ودنیاوه

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 15:44  توسط ئاسو  | 

به ناوی خوای گه وره

ریزو سلاو بو هه مو که سیک که له بواری میژو یان تاریخ پسپوره و یان هه ستی میژویی هیه

 یان زور ورد کاری ده کا له خویدنی تاریخ هیوا دارم بتوانم له بواری تاریخ یارمه تی همو ئه وانه بده م.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 19:38  توسط ئاسو  |